الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
71
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ابن سيابه مىگويد : پرسيدم كه آيا دندان رباعيهاش چنان كه اينها مىگويند ، شكست ؟ فرمود : نه به خدا قسم ؛ اما در صورتش پارگى ايجاد شد . . . به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله گفته شد كه آيا آنها را نفرين نمىكنى ؟ ! فرمود : خدايا قوم مرا هدايت كن ؛ زيرا كه آنها نادانند ! گفتم : در مورد غارى كه مىگويند رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در روز احد به آن پناه برد ، چه مىگويى ؟ گفت : به خدا قسم كه او از جايش تكان نخورد . ( 2 ) صدوق در معانى الاخبار با سندى از زراره نقل مىكند كه گفت : به امام باقر عليه السّلام گفتم : براى ما نقل مىشود كه در روز احد دندان رباعيهء آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شكست . فرمود : خير ، بلكه در صورتش پارگى ايجاد شد . « 1 » ( 3 ) صيحهء ابليس در مورد علت عقبنشينى مسلمانان ، در روايت ابى الجارود از امام باقر عليه السّلام آمده است كه فرمود : هنگامى كه خداوند به مؤمنان خبر داد كه نسبت به شهداى بدر چه انجام داده است و جايگاهشان در بهشت را يادآور شد ؛ آنها نسبت به آن مشتاق شده و گفتند : خدايا جنگى براى ما مهيّا كن تا در آن به شهادت برسيم ! و خداوند اين را در روز احد به آنها نشان داد و هيچ كس از آنها باقى نماند ، مگر آن كس كه خداوند اراده كرده بود و اين همان قول خداوند است كه مىفرمايد : « وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ . . . » « 2 » ؛ و هرآينه شما قبل از رويارويى در اين جنگ ، آرزوى مرگ ( شهادت ) داشتيد . گويى كه در بيان علّت اين دگرگونى و عقبنشينى ، فرموده است : در روز احد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مجروح شد و افرادى او را در آن حال ديدند و مردى كه او را در آن حال ديده بود ، به هر كسى مىرسيد ، مىگفت : خودتان را نجات دهيد ؛ زير كه رسول الله ، كشته شده است . « 3 » ( 4 ) اما در مورد صيحهء ابليس ؛ قمىّ در تفسير خود ، پس از آن كه اقدامات آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در مورد جمعآورى كشتهشدگان و اقامهء نماز بر آنها و دفنشان را بيان نموده است ؛ مىگويد : و ابليس در مدينه فرياد زد : محمد كشته شده است ! براى همين هيچ زنى از مهاجرين و انصار در مدينه باقى نماند و همگى خارج شدند و فاطمه دختر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نيز خارج شد و پياده حركت كرد تا آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را ملاقات كرد . « 4 »
--> از ما بازدار ! سپس آثار خشم و ناراحتى از اين كه با وى مخالفت كردهام در چهرهاش نمايان شد و قسم خورد كه واقدى غير از آن دو را قصد نكرده است و اگر منظور غير از آن دو نفر بود ، اسم آنها را به طور صريح ذكر مىكرد . ( ج 15 ، ص 23 - 24 ) ( 1 ) . معانى الاخبار ، ص 115 ، چنان كه در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 740 آمده است . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) ، 143 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 119 . ( 4 ) . همان ، ص 123 - 124 .